تبليغاتX
با هم بودن

با هم بودن
بیا پیشم


 

سلام دوستای گلم

 من و یکی از دوستام تصمیم گرفتیم که

با هم یه وبلاگ جدید بسازیم شماها هم منو میشناسین هم

دوستمو.... اما بهتره ما خودمونو معرفی نکنیم

مطمئنم که تو این وبلاگم تنهامون نمیذارین

خب واسه اولین آپ یه چندتا شعر میذارم.....

امیدوارم خوشتون بیاد

نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی برای لحظه ای  حتی به فکر دیگری باشی، نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند، نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند،  نمیخواخم کسی نقش چهرات در خاطرش ماند، نمیخواهم نگاهی در نگاه تو در آمیزد ، نمیخواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی ، نمی خواهم کسی یارت شود در ره مستی ، نمیخواهم به جز من یار کسی باشی گل نازم !!!!! نمیخواهم خار و خسی باشی ، نمیخواهم کسی با یار من سخن گوید اگر

چه قاصدم باشد که تا پیغام من گوید

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 17:6 توسط ما |


فراموش نكن لحظه ای ميادتو هم مثل من می سوزی

فراموش نكن برای عشق ميشينی و شبها گريه می كنی

فراموش نكن روزی ميشه كه سرنوشتت برعكس ميشه

سفيد تو هم سياه می شه

غرورت نميشكنه بلكه رو زمين ميفته فراموش نكن!!!!

بچه ها به نظر شما از همه چی سخت تر تنهایی نسیت؟

اما منو دوستم میخوایم دیگه به این موضوع فکر نکنیم...

پس کمکون کنین.....

یادآوری: بچه ها دوستون داریم....!!!!

پی نوشت: پیشمون بیاین.

تاکید: نظر یادتون نره.

 

تو بی نهایت شب .. وقتی نگات می خندید

چشمای خیره ی من .. اندوهت رو نمی دید

چرا غریبه بودم با غربته نگاهت

تصویرم رو ندیدم تو چشم بی گناهت

کاشکی برای قلبت یه آسمون می ساختم

روح بزرگ تو رو چرا نمی شناختم ؟

آیینه گریه می کرد وقتی تو رو شکستم

ستاره پشت در بود وقتی در ها رو بستم

تو بودی و سکوت و غروب سرد پاییز

باغچه رو زیر و رو کرد برگای زرد پاییز

حالا منه غریبه دنبال تو می گردم

 

 

با اجازه دیگه رفع زحمت کنیم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 15:24 توسط ما